گشاده رويي، دامِ دوستي است . [امام علي عليه السلام]
سه‏شنبه 13 فروردين 1387 , ساعت 2:58 عصر

گفتا که کيست بر در ؟ گفتم کمين غلامت


گفتا چه کار داري ؟  گفتم مها سلامت


گفتا که چند خواني ؟ گفتم که تا بخواهي


گفتا که چند جوشي ؟ گفتم که تا قيامت


گفتا براي دعوي قاضي گواه خواهد !


گفتم گواه ، اشکم ، زردي رخ ، علامت


گفتا که بود همره ؟ گفتم خيالت اي شه


گفتا که خواندت اينجا ؟ گفتم که بوي جامت


گفتا چه عزم داري ؟ گفتم وفا و ياري


گفتا ز من چه خواهي ؟  گفتم که لطف عامت


گفتا کجاست خوشتر ؟ گفتم که قصر قيصر


گفتا چه ديدي آنجا ؟ گفتم که صد کرامت


گفتا چراست خالي ؟ گفتم ز بيم رهزن


گفتا که کيست رهزن ؟ گفتم که آن ملامت


گفتا کجاست ايمن ؟ گفتم که زهد و تقوي


گفتا که زهد چبود ؟ گفتم ره سلامت


گفتا کجاست آفت ؟ گفتم که کوي عشقت


گفتا که چوني آنجا ؟ گفتم در استقامت


سال نو مبارک


اين تعطيلات نوروزي هم براي هر قشري تعطيلي باشه براي ما خانمها هيچ بويي از تعطيلي نداره . البته خدا را شکر مي کنيم که مهمانان گرامي منزلمون را به قدومشون نوراني مي کنند و ما هم منزل اقوام را به قدوممون همينطور ، اما خوب بالاخره سرمون خيلي شلوغ ميشه ديگه . اميدوارم تعطيلات خوبي را گذرانده باشين .


-------------------------------


پ . ن . 1 = شعر از غزليات شمس



ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ

[31/2/1387- 10:27 ع] کوه کمر مي کشند !!!
[20/1/1387- 12:51 ع] با مسيح (ع) و محمد (ص)
[13/1/1387- 2:58 ع] گفتم کمين غلامت
[آرشيو شده ها]