طابع ـ مهر زننده بر دلها ـ به پایه ای از پایه های عرش آویخته است، پس هرگاه حرمتی شکسته شد و خطایی جاری گشت [پیامبر خدا صلی الله علیه و آله]
سه‏شنبه 31 اردیبهشت 1387 , ساعت 10:27 عصر

خیلی وقته که نرسیدم وبلاگم را به روز کنم . اینقدرگرفتاری دارم که گاهی می خوام از خیر نوشتن وبلاگ بکلی بگذرم اما همسرم می گه ( کم نوشتن همواره بهتر از ننوشتن است ). امتحانات بچه ها هم یواش یواش شروع شده و همین باعث می شه که کمتر بتونم به وبلاگم سر بزنم .


شهادت بانوی بزرگوار عالم ، پاره تن پیامبر خدا و همسر و هم شأن علی مرتضی ، راضیه مرضیه ، حوریه انسیه، حضرت ام الائمه فاطمه زهرا (سلام الله علیها) را به پیشگاه حضرت بقیة الله الاعظم (عج) و شما دوستان و علاقه مندان به آن حضرت تسلیت عرض می کنم و از خدای بزرگ می خواهم  تا ما را از پیروان واقعی آن اسوه انسانیت قرار دهد .


فاطمه ، ای که غم از داغ تو سر می شکند


زیر بار غم تو کوه کمر می شکند


مرغ حق بودی و رفتی سوی باغ ملکوت


جبرئیل است که از داغ تو پر می شکند


وادی قدس بُوَد یثرب و فَخلَع نَعلَیک


به درستی که درین طور ، شجر می شکند


 از فشار غم و اندوه به گلزار رسول


نونهالی که بُوَد تازه و تر ، می شکند


پسری داده ز کف مادر هجده ساله


زین مصیبت به خدا پشت پدر می شکند


عجب از موی سپیدم مکن ای دل که خوشم


ظلمت شامِ مرا نور سحر می شکند


از برم رفتی و اندیشه نکردی مرا


بعد فقدان نبی رکن دگر می شکند


جان به قربان تو و سینه سپر کردن تو


صبر کردی و نگفتی که سپر می شکند


که گمان داشت که در عین جوانی زهرا


نازنین پهلویش از ضربت در می شکند ؟!


شاعر : محمد جواد غفور زاده ( شفق )


سه‏شنبه 20 فروردین 1387 , ساعت 12:51 عصر
السلام علی عیسی روح الله

السلام علی عیسی روح الله (ع)


نمی دانم با چه لفظی صدایت کنم و چگونه بخوانمت . از سویی وقتی برای بار اول برایتان نامه می نویسم نمی خواهم زبان به شکایت از امت شما باز کنم  و از سوی دیگر می دانم که شما هم جائی که آنها به برادرتان ، خاتم پیامبران و رحمت عالمیان محمد مصطفی (ص) توهین می کنند دل شکسته و غمگین می شوید . اگر غیر از این بود به خودم اجازه نمی دادم  چنین جسورانه به محضرتان گلایه کنم .


مسیح مهربان


زمانی که می بینم آنان که خود را امت شما می خوانند شما و مادرتان را که از برترین زنان عالم است چگونه و در چه وضعی نام می برند و یاد می کنند دلم می سوزد و به رنج می آید . در برخی فیلمهایشان ، در بعضی نوشته هایشان و حتی در مجسمه سازی و نقاشیهایشان از شما چنان تصویری ارائه می کنند که برایم قابل درک نیست . همواره براین باور بوده ام که وقتی از پیام آور خدا سخن می گویم باید در لحن و کلام و فکرم هم احترام و ادب را رعایت کنم اکنون که مسیحیان به اسلام ستیزی و توهین به خاتم پیامبران (ص) بزرگ ترین و مهربانترین نبی الهی روی آورده اند تعجب می کنم که از مهربانی و ادب شما چه چیزی آموخته اند ؟! با آموزه های دینی شما چه کرده اند ؟! تا چه اندازه شما و سیره مهربانتان را تحریف کرده اند که توهین به پیامبر آخرین خدا را هم به راحتی مرتکب می شوند ؟


وقتی امتی به پیامبر خودش جسارت می کند ، جسارت کردن به سایر انبیاء برایشان کار سختی نیست .


برای مظلومیتتان غمگینم .


من که یک مسلمانم  شما را از صمیم دل دوست می دارم و برایتان به مثابه پیامبر خودم احترام قائلم  . کاش پیروانتان از شما پیروی می کردند .


اکنون اجازه بدهید تا روی سخنم را عوض کنم و کلمه ای هم با پدر مهربان امت اسلام سخن بگویم .

السلام علیک یا رسول الله ، یا حبیب الله

السلام علیک یا رسول الله ، یا حبیب الله ، یا محمد بن عبد الله (ص)


پدر جان چه بگویم از دل دردمندم که این روزها با تحمل جسارتهای فراوانی که به حضورتان می شود خون شده است . چه بگویم از این همه غصه و دستهایی بسته که اجازه نمی دهد تا دستی برآرم و کاری کنم که غصه سر آید .


نمی دانم برای حمایت از دینم ، پیامبرم و کتابم به کجا و چگونه باید شکایت برم ؟ آیا اصلا کسی در این دنیای به هم ریخته حرف ما را گوش می دهد؟


شکایتم را به نزد خدا می برم و دردم را به شما می گویم که پناهی به جز شما نمی شناسم . می دانم که صبرتان بی نهایت است و محبتتان به وسعت صبرتان . خوانده ام که چگونه در صدر اسلام در برابر توهین ها و تحقیر های اعراب جاهل و کافر چگونه رحمت و لطف نشان می دادید . شما را همیشه به محبت و لطف شناخته ام و به همین دلیل دلم بیشتر آتش می گیرد وقتی می بینم آنانی که شما را نمی شناسند به محضرتان چنین گستاخانه جسارت می کنند .


نمی دانم از جسارت دیگران بنالم  یا از تفرقه و بی عرضگی خودمان ؟ یک امت و هزار پاره ؟! اگر امت اسلام به جای این همه تفرقه یکی دست واحد بودند آنوقت دیگر چه کسی جرأت می کرد تا به پیامبرمان و کتابمان توهین کند ؟


یا رسول الله


می بینی که امتت گرفتار چه حاکمان بی غیرت و دنیا پرستی شده اند ؟ آنای که رابطه با اسرائیل این قصاب غاصب را به هیچ بهائی ترک نمی کنند تا مبادا حکومتشان متزلزل شود ؟ آنان که خود را خادم حرمین می نامند و با تأمین سوخت هواپیماهای اسرائیلی به صاحبان حرمین خیانت می کنند . حکامی که برخی با سکوت و برخی با حمایت دستشان را به خون فرزندان معصومت در فلسطین و لبنان به همراه اسرائیلی ها می شویند .


پدر جان دعا کن تا آخرین ذخیره خدا ، فرزندتان مهدی موجود موعود (عج) ظهور  کند ، او که منقتم قبیله توحید است و چشم امید دلهای خسته به سوی اوست .


او بیاید و یوق ظلم و ستم را از دست و پای انسان باز کند تا دوباره پیام توحیدی تو به گوش بشر برسد . او بیاید و با زنده کردن سیره تو ، دین تو و کتاب تو انسان را پس از این مرگ طولانی زنده سازد .


آمین .


در وفای عشق تو مشهور خوبانم چو شمع


شب نشین کوی سربازان و رندانم چو شمع


روز و شب خوابم نمی آید به چشم غم پرست


بسکه در بیماری هجر تو گریانم چو شمع


----------------------------------


پ . ن . 1 =  وقتی سرای اندیشه مرا به نوشتن هر دو نامه دعوت کرد  تصمیم گرفتم برای هر دعوتی نامه ای بنویسم اما تراکم وظایف ، برنامه ها و کمبود وقت موجب شد تا در یک نامه با هر دو مولایم سخن بگویم .


پ . ن . 2 = از دوستانم من او / باران / سلاله و زهرا نور هم دعوت می کنم تا در موج نامه ای به پیامبر اعظم شرکت کنند .


سه‏شنبه 13 فروردین 1387 , ساعت 2:58 عصر

گفتا که کیست بر در ؟ گفتم کمین غلامت


گفتا چه کار داری ؟  گفتم مها سلامت


گفتا که چند خوانی ؟ گفتم که تا بخواهی


گفتا که چند جوشی ؟ گفتم که تا قیامت


گفتا برای دعوی قاضی گواه خواهد !


گفتم گواه ، اشکم ، زردی رخ ، علامت


گفتا که بود همره ؟ گفتم خیالت ای شه


گفتا که خواندت اینجا ؟ گفتم که بوی جامت


گفتا چه عزم داری ؟ گفتم وفا و یاری


گفتا ز من چه خواهی ؟  گفتم که لطف عامت


گفتا کجاست خوشتر ؟ گفتم که قصر قیصر


گفتا چه دیدی آنجا ؟ گفتم که صد کرامت


گفتا چراست خالی ؟ گفتم ز بیم رهزن


گفتا که کیست رهزن ؟ گفتم که آن ملامت


گفتا کجاست ایمن ؟ گفتم که زهد و تقوی


گفتا که زهد چبود ؟ گفتم ره سلامت


گفتا کجاست آفت ؟ گفتم که کوی عشقت


گفتا که چونی آنجا ؟ گفتم در استقامت


سال نو مبارک


این تعطیلات نوروزی هم برای هر قشری تعطیلی باشه برای ما خانمها هیچ بویی از تعطیلی نداره . البته خدا را شکر می کنیم که مهمانان گرامی منزلمون را به قدومشون نورانی می کنند و ما هم منزل اقوام را به قدوممون همینطور ، اما خوب بالاخره سرمون خیلی شلوغ میشه دیگه . امیدوارم تعطیلات خوبی را گذرانده باشین .


-------------------------------


پ . ن . 1 = شعر از غزلیات شمس



لیست کل یادداشت های این وبلاگ

[31/2/1387- 10:27 ع] کوه کمر می کشند !!!
[20/1/1387- 12:51 ع] با مسیح (ع) و محمد (ص)
[13/1/1387- 2:58 ع] گفتم کمین غلامت
[آرشیو شده ها]