خیلی وقته که نرسیدم وبلاگم را به روز کنم . اینقدرگرفتاری دارم که گاهی می خوام از خیر نوشتن وبلاگ بکلی بگذرم اما همسرم می گه ( کم نوشتن همواره بهتر از ننوشتن است ). امتحانات بچه ها هم یواش یواش شروع شده و همین باعث می شه که کمتر بتونم به وبلاگم سر بزنم .
شهادت بانوی بزرگوار عالم ، پاره تن پیامبر خدا و همسر و هم شأن علی مرتضی ، راضیه مرضیه ، حوریه انسیه، حضرت ام الائمه فاطمه زهرا (سلام الله علیها) را به پیشگاه حضرت بقیة الله الاعظم (عج) و شما دوستان و علاقه مندان به آن حضرت تسلیت عرض می کنم و از خدای بزرگ می خواهم تا ما را از پیروان واقعی آن اسوه انسانیت قرار دهد .
فاطمه ، ای که غم از داغ تو سر می شکند
زیر بار غم تو کوه کمر می شکند
مرغ حق بودی و رفتی سوی باغ ملکوت
جبرئیل است که از داغ تو پر می شکند
وادی قدس بُوَد یثرب و فَخلَع نَعلَیک
به درستی که درین طور ، شجر می شکند
از فشار غم و اندوه به گلزار رسول
نونهالی که بُوَد تازه و تر ، می شکند
پسری داده ز کف مادر هجده ساله
زین مصیبت به خدا پشت پدر می شکند
عجب از موی سپیدم مکن ای دل که خوشم
ظلمت شامِ مرا نور سحر می شکند
از برم رفتی و اندیشه نکردی مرا
بعد فقدان نبی رکن دگر می شکند
جان به قربان تو و سینه سپر کردن تو
صبر کردی و نگفتی که سپر می شکند
که گمان داشت که در عین جوانی زهرا
نازنین پهلویش از ضربت در می شکند ؟!
شاعر : محمد جواد غفور زاده ( شفق )
السلام علی عیسی روح الله (ع)
نمی دانم با چه لفظی صدایت کنم و چگونه بخوانمت . از سویی وقتی برای بار اول برایتان نامه می نویسم نمی خواهم زبان به شکایت از امت شما باز کنم و از سوی دیگر می دانم که شما هم جائی که آنها به برادرتان ، خاتم پیامبران و رحمت عالمیان محمد مصطفی (ص) توهین می کنند دل شکسته و غمگین می شوید . اگر غیر از این بود به خودم اجازه نمی دادم چنین جسورانه به محضرتان گلایه کنم .
مسیح مهربان
زمانی که می بینم آنان که خود را امت شما می خوانند شما و مادرتان را که از برترین زنان عالم است چگونه و در چه وضعی نام می برند و یاد می کنند دلم می سوزد و به رنج می آید . در برخی فیلمهایشان ، در بعضی نوشته هایشان و حتی در مجسمه سازی و نقاشیهایشان از شما چنان تصویری ارائه می کنند که برایم قابل درک نیست . همواره براین باور بوده ام که وقتی از پیام آور خدا سخن می گویم باید در لحن و کلام و فکرم هم احترام و ادب را رعایت کنم اکنون که مسیحیان به اسلام ستیزی و توهین به خاتم پیامبران (ص) بزرگ ترین و مهربانترین نبی الهی روی آورده اند تعجب می کنم که از مهربانی و ادب شما چه چیزی آموخته اند ؟! با آموزه های دینی شما چه کرده اند ؟! تا چه اندازه شما و سیره مهربانتان را تحریف کرده اند که توهین به پیامبر آخرین خدا را هم به راحتی مرتکب می شوند ؟
وقتی امتی به پیامبر خودش جسارت می کند ، جسارت کردن به سایر انبیاء برایشان کار سختی نیست .
برای مظلومیتتان غمگینم .
من که یک مسلمانم شما را از صمیم دل دوست می دارم و برایتان به مثابه پیامبر خودم احترام قائلم . کاش پیروانتان از شما پیروی می کردند .
اکنون اجازه بدهید تا روی سخنم را عوض کنم و کلمه ای هم با پدر مهربان امت اسلام سخن بگویم .
السلام علیک یا رسول الله ، یا حبیب الله ، یا محمد بن عبد الله (ص)
پدر جان چه بگویم از دل دردمندم که این روزها با تحمل جسارتهای فراوانی که به حضورتان می شود خون شده است . چه بگویم از این همه غصه و دستهایی بسته که اجازه نمی دهد تا دستی برآرم و کاری کنم که غصه سر آید .
نمی دانم برای حمایت از دینم ، پیامبرم و کتابم به کجا و چگونه باید شکایت برم ؟ آیا اصلا کسی در این دنیای به هم ریخته حرف ما را گوش می دهد؟
شکایتم را به نزد خدا می برم و دردم را به شما می گویم که پناهی به جز شما نمی شناسم . می دانم که صبرتان بی نهایت است و محبتتان به وسعت صبرتان . خوانده ام که چگونه در صدر اسلام در برابر توهین ها و تحقیر های اعراب جاهل و کافر چگونه رحمت و لطف نشان می دادید . شما را همیشه به محبت و لطف شناخته ام و به همین دلیل دلم بیشتر آتش می گیرد وقتی می بینم آنانی که شما را نمی شناسند به محضرتان چنین گستاخانه جسارت می کنند .
نمی دانم از جسارت دیگران بنالم یا از تفرقه و بی عرضگی خودمان ؟ یک امت و هزار پاره ؟! اگر امت اسلام به جای این همه تفرقه یکی دست واحد بودند آنوقت دیگر چه کسی جرأت می کرد تا به پیامبرمان و کتابمان توهین کند ؟
یا رسول الله
می بینی که امتت گرفتار چه حاکمان بی غیرت و دنیا پرستی شده اند ؟ آنای که رابطه با اسرائیل این قصاب غاصب را به هیچ بهائی ترک نمی کنند تا مبادا حکومتشان متزلزل شود ؟ آنان که خود را خادم حرمین می نامند و با تأمین سوخت هواپیماهای اسرائیلی به صاحبان حرمین خیانت می کنند . حکامی که برخی با سکوت و برخی با حمایت دستشان را به خون فرزندان معصومت در فلسطین و لبنان به همراه اسرائیلی ها می شویند .
پدر جان دعا کن تا آخرین ذخیره خدا ، فرزندتان مهدی موجود موعود (عج) ظهور کند ، او که منقتم قبیله توحید است و چشم امید دلهای خسته به سوی اوست .
او بیاید و یوق ظلم و ستم را از دست و پای انسان باز کند تا دوباره پیام توحیدی تو به گوش بشر برسد . او بیاید و با زنده کردن سیره تو ، دین تو و کتاب تو انسان را پس از این مرگ طولانی زنده سازد .
آمین .
در وفای عشق تو مشهور خوبانم چو شمع
شب نشین کوی سربازان و رندانم چو شمع
روز و شب خوابم نمی آید به چشم غم پرست
بسکه در بیماری هجر تو گریانم چو شمع
----------------------------------
پ . ن . 1 = وقتی سرای اندیشه مرا به نوشتن هر دو نامه دعوت کرد تصمیم گرفتم برای هر دعوتی نامه ای بنویسم اما تراکم وظایف ، برنامه ها و کمبود وقت موجب شد تا در یک نامه با هر دو مولایم سخن بگویم .
پ . ن . 2 = از دوستانم من او / باران / سلاله و زهرا نور هم دعوت می کنم تا در موج نامه ای به پیامبر اعظم شرکت کنند .
گفتا که کیست بر در ؟ گفتم کمین غلامت
گفتا چه کار داری ؟ گفتم مها سلامت
گفتا که چند خوانی ؟ گفتم که تا بخواهی
گفتا که چند جوشی ؟ گفتم که تا قیامت
گفتا برای دعوی قاضی گواه خواهد !
گفتم گواه ، اشکم ، زردی رخ ، علامت
گفتا که بود همره ؟ گفتم خیالت ای شه
گفتا که خواندت اینجا ؟ گفتم که بوی جامت
گفتا چه عزم داری ؟ گفتم وفا و یاری
گفتا ز من چه خواهی ؟ گفتم که لطف عامت
گفتا کجاست خوشتر ؟ گفتم که قصر قیصر
گفتا چه دیدی آنجا ؟ گفتم که صد کرامت
گفتا چراست خالی ؟ گفتم ز بیم رهزن
گفتا که کیست رهزن ؟ گفتم که آن ملامت
گفتا کجاست ایمن ؟ گفتم که زهد و تقوی
گفتا که زهد چبود ؟ گفتم ره سلامت
گفتا کجاست آفت ؟ گفتم که کوی عشقت
گفتا که چونی آنجا ؟ گفتم در استقامت

این تعطیلات نوروزی هم برای هر قشری تعطیلی باشه برای ما خانمها هیچ بویی از تعطیلی نداره . البته خدا را شکر می کنیم که مهمانان گرامی منزلمون را به قدومشون نورانی می کنند و ما هم منزل اقوام را به قدوممون همینطور ، اما خوب بالاخره سرمون خیلی شلوغ میشه دیگه . امیدوارم تعطیلات خوبی را گذرانده باشین .
-------------------------------
پ . ن . 1 = شعر از غزلیات شمس
لیست کل یادداشت های این وبلاگ
[20/1/1387- 12:51 ع] با مسیح (ع) و محمد (ص)
[13/1/1387- 2:58 ع] گفتم کمین غلامت
[آرشیو شده ها]